تبليغاتX
گوشه اتاق ذهنم - دو شعر از یاسمین

گوشه اتاق ذهنم

دلم که میگیرد

خورشید می شود آبنبات چوبی ام که چوبش کنده شده..

ماه می شود قرص های نعنایی که دوران کودکی ام را شیرین می کرد..

روشنای سحرگاهم کو؟

 تو ندیدی اش که از کدامین سو رفت؟

بگو به من...

به من جرعه ای نور بده...

چیز دیگری نمیخواهم از تو...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خاک.... 

یک . . .

دو . . .

سه . . .

گورکن با بیل کهنه و سردش . . .

بر جسمِ من در گور . . .

خاک می ریزد . . .

خاک می ریزد . . .

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 توسط بابک(حمید) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

هر گوشه ي ذهنم
شعريست كه خوابيده
و منتظر
كه صداي دوستي بيدارش كند
ديدگانی مهربان ديدارش كند.

هر گوشه ي ذهنم
اميديست
كه شايد پوچ و هيچ باشد
اما تمام دنياي من است
و روياي فرداي من است.

م - ج 1/1/87


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

درج پیام نویسندگان این وب
آدرس های بازدید شده
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386


مديران

بابک(حمید)

گلمراد


نويسندگان

كوچه(شادي)
بیا از مرز من گذر کن !(فریبا)
یادداشت ها(بابک)
ايمان بياوريم به آغازفصل سرد...(مژده)
ساحره(ياسمين)
تير آهن 18(صمد)
ك.م(قاصدك)
ّگلمراد
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


براي اضافه كردن لينك تصويري اين وب لطفن كد بالا را در قسمت اسكريپت صفحه تنظيمات وبلاگ خود كپي كنيد
Add