|
سایه ی قلم منتظر نشسته است با قدوم خسته ی قلم سایه اش به احتیاط و با هراس و بیم رد پای سرد و خسته را مو به مو و بی اثر با کمی سیاهی تصنعی کار می کند ناگهان صدای تیک سایه باز هم نگاه می کند فقط نگاه آه نوک قلم باز هم شکسته است سایه ی قلم منتظر نشسته است "بابک" + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 توسط |
|
| ||||||