|
- پاركهاي تهران بهتراست يا بيمارستانهايش سرعت ميگيرد اين تختخواب با آباژور خاموش درخيابانهاي خلوت، فقط كافيست ليواني آب تهران به من بدهيد تا آرام بگيرد اين كدﺋين، وتعريف كنم كه تمامي خوابهاي من هيچ تعريفي نداشته اند تمامي عمر كه اين زن كه اين خيابان كه اين حرفها از دست من در مي روند، روي دستهاي من مرده اند، فقط ليواني آب تهران به من بدهيد داشت يادم مي رفت، حرفهاي ديگري هم بود اما مگر مي گذارد اين ميگرن. تو چندمين شخصيت آن قصه بودي؟ مرد بودي يا زن؟ زن نمي گرفتي يا شوهر نمي كردي؟ سرعت مي گيرد اين تختخواب با آباژور خاموش در خيابانهاي خلوت، فقط كافيست كه كلاه از سر بردارم و مزرعه هاي تو را... نه ميخواهم روش ديگري انتخاب كنم اما چه فايده اي دارد كه اينجا برج ايفل ندارد تا آن پرنده مردني من باشم. سرعت مي گيرد اين تختخواب با آباژور خاموش در خيابانهاي خلوت، اگر آمدي ميدان آزادي بزرگ است و تكراري، توي كيفت خشابي فشنگ بگذارو برق لب و كرم ضد آفتاب بيا ميدان آزادي را جاي ديگري ببريم هر جايي كه تو آمدي ميدان آزادي من آنجاست، نه تو هيچ وقت آزاد نبودي ليواني آب تهران به من بدهيد تا پايتخت همه حرفهاي عاشقانه جهان شوم. با اينهمه شبها سگهاي ولگرد در پاريس هم پارس مي كنند. ليواني آب تهران به من بدهيد تا آرام بگيرد اين وطن،اين تن، ميدان آزادي كوچك است ومن حرفهاي ديگري نيز داشتم مي ترسم لو برويم. - خوابهایت خالی تر از بوسه هاي تو كال تر لب من بود كه نرسيده بود با اينهمه چشمهايت اتفاقي بودند كه فقط يكبار افتادند. "صمد" از وبلاگ تير آهن 18 پ ن: به هر روی شعر خوبی بود. تبریک به نویسنده اش! /مانی جاوید + نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط |
|
| ||||||