تبليغاتX
گوشه اتاق ذهنم - صمد

گوشه اتاق ذهنم

- پاركهاي تهران بهتراست يا بيمارستانهايش

سرعت ميگيرد اين تختخواب

با آباژور خاموش

درخيابانهاي خلوت،

فقط كافيست

ليواني آب تهران به من بدهيد

تا آرام بگيرد اين كدﺋين،

وتعريف كنم

كه تمامي خوابهاي من هيچ تعريفي نداشته اند تمامي عمر

كه اين زن

كه اين خيابان

كه اين حرفها

از دست من در مي روند،

روي دستهاي من مرده اند،

فقط ليواني آب تهران به من بدهيد

داشت يادم مي رفت،

حرفهاي ديگري هم بود

اما مگر مي گذارد اين ميگرن.

تو چندمين شخصيت آن قصه بودي؟

مرد بودي يا زن؟

زن نمي گرفتي يا شوهر نمي كردي؟

سرعت مي گيرد اين تختخواب

با آباژور خاموش

در خيابانهاي خلوت،

فقط كافيست كه كلاه از سر بردارم و مزرعه هاي تو را...

نه ميخواهم روش ديگري انتخاب كنم

اما چه فايده اي دارد

كه اينجا برج ايفل ندارد

تا آن پرنده مردني من باشم.

سرعت مي گيرد اين تختخواب

با آباژور خاموش

در خيابانهاي خلوت،

اگر آمدي ميدان آزادي بزرگ است و تكراري،

توي كيفت خشابي فشنگ بگذارو

برق لب و كرم ضد آفتاب

بيا ميدان آزادي را جاي ديگري ببريم

هر جايي كه تو آمدي ميدان آزادي من آنجاست،

نه تو هيچ وقت آزاد نبودي

ليواني آب تهران به من بدهيد

تا پايتخت همه حرفهاي عاشقانه جهان شوم.

با اينهمه

شبها سگهاي ولگرد در پاريس هم پارس مي كنند.

ليواني آب تهران به من بدهيد

تا آرام بگيرد اين وطن،اين تن،

ميدان آزادي كوچك است

ومن حرفهاي ديگري نيز داشتم

مي ترسم لو برويم.

-------------

 

- خوابهایت خالی تر 

 

از بوسه هاي تو كال تر

 

 لب من بود كه نرسيده بود

 

با اينهمه

 

چشمهايت اتفاقي بودند

 

كه فقط يكبار افتادند.

 

"صمد"

از وبلاگ تير آهن 18

 ---------------

پ ن:
یک شعر با حالت پست مدرن بین خواب و بیداری که قشنگ پیش میرود. و یک نوع طنز هم در نگاه شاعر وجود دارد.
"اگر آمدي ميدان آزادي بزرگ است و تكراري،/توي كيفت خشابي فشنگ بگذارو/برق لب و كرم ضد آفتاب
بيا ميدان آزادي را جاي ديگري ببريم/هر جايي كه تو آمدي ميدان آزادي من آنجاست،/نه تو هيچ وقت آزاد نبودي/ليواني آب تهران به من بدهيد/تا پايتخت همه حرفهاي عاشقانه جهان شوم." ترکیبی است از حرف های عاشقانه و اعتراض آمیز که جالب ترکیب می شود.

شاعر که انگار از دردهای خویش مریض شده و روی تخت بیمارستان افتاده دارد به نوعی هذیان می گوید:" سرعت ميگيرد اين تختخواب/با آباژور خاموش/درخيابانهاي خلوت،" و از شرایطش در تهران می نالد. از دردهای "اين وطن،اين تن". یک لیوان آب تهران بدهید تا کدئین آرام بگیرد!
"تو چندمين شخصيت آن قصه بودي؟/مرد بودي يا زن؟/زن نمي گرفتي يا شوهر نمي كردي؟" قصه تکراری خیلی از آدم های این سرزمین که با شاعر همنوا هستند.

و دید اعتراضی پست مدرن که حتا به خود نیز ایراد می گیرد:"با اينهمه/شبها سگهاي ولگرد در پاريس هم پارس مي كنند." می دانیم که چند خط قبل تر شاعر به نوعی آرزوی بودن در پاریس را کرده بود.

پایانی دارد که خنده ای بر لب می نشاند در کنار بازگویی دردها. وقتی می گوید حرف های دیگری هم داشته اما می ترسد لو برویم!
و پس از این تحلیل ها اسم شعر است که خودنمایی می کند!

به هر روی شعر خوبی بود. تبریک به نویسنده اش!

شعر کوتاه دوم نیز در نوع خود زیباست! و تاثیر اندیشه انتقادی شاعر در روایت عشق هم موجود است.

از خواندن اشعار این دوست گرامی لذت بردم . همانگونه که گفتم یک طنز تلخ و انتقادی در کنار حرف های شخصی و عاشقانه در نگاهش موج می زند. و به نظرم بیشتر اجتماعی نگاه می کند تا فلسفی.

/مانی جاوید

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

هر گوشه ي ذهنم
شعريست كه خوابيده
و منتظر
كه صداي دوستي بيدارش كند
ديدگانی مهربان ديدارش كند.

هر گوشه ي ذهنم
اميديست
كه شايد پوچ و هيچ باشد
اما تمام دنياي من است
و روياي فرداي من است.

م - ج 1/1/87


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

درج پیام نویسندگان این وب
آدرس های بازدید شده
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386


مديران

بابک(حمید)

گلمراد


نويسندگان

كوچه(شادي)
بیا از مرز من گذر کن !(فریبا)
یادداشت ها(بابک)
ايمان بياوريم به آغازفصل سرد...(مژده)
ساحره(ياسمين)
تير آهن 18(صمد)
ك.م(قاصدك)
ّگلمراد
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


براي اضافه كردن لينك تصويري اين وب لطفن كد بالا را در قسمت اسكريپت صفحه تنظيمات وبلاگ خود كپي كنيد
Add