|
پناهنده به امواج دریا شده ام غرق در مه، كه مزارع را پوشانده... نگاهم خيره ، گویی از هجرت تو زندگی راسراسر سکوت فرا گرفته گویی زندگی هم در رویای شیرین بازگشت ، درخیال رجعت تو آرمیده است ! و من سهمی کوچک ازتنهایی را به یک دنیا سپرده ام ! ودر این مه آخرین خاطراتت آخرین پیام تو اینک فرو خفته ، ومن در این دنیای بی ترانه شک دارم به حقیقت تو وبه حقیقت پیام تو ! ای کاش رویای بی پایان حضور تو به بیداری برسد ! واین سکوت درهوای تو مثل رویایی دیگر به واقعیت حضور تو پیوند خورد !
"شادی" + نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 توسط |
|
| ||||||